عبد الله احمديه

79

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

مركب از طلو ، خشخاش ، تعفين « سيل » ، تعفين « اودنيس ورناليس » ، « استات دامونياك » و « اودولوريه سريز » تجويز نمودم . چون اخيرا از سينه هم شكايتى داشت جوشانده‌اى گياهى مركب از گل كدو ، زوفا ، پرسياوشان و اصل السوس برايش نوشتم . - در تاريخ 21 / 10 / 26 ، دو روز بود كه تب قطع شده بود . شكم در نتيجه استفاده از روغن بادام در روز گذشته ، سه بار اجابت كرد . شب قبل عمل شكم با درد شديد روده‌ها همراه بود كه دليل بر وجود زخم روده بود . بيمار همچنين عرق مفرطى كرد . از ناراحتى سينه شكايت داشت . دليلش فريادهائى بود كه قبلا بخاطر شدت درد مىكشيد . براى پيشگيرى آمپول « نئوپنىسيلين » تزريق و جوشانده ريشه و تخم خطمى و روغن بادام به مقدار كمتر داده شد . - در تاريخ 22 / 10 / 26 طبق اظهار ، حال بيمار خيلى خوب شده بود . هيچ شكايتى نداشت . مزاج يك بار عمل كرد . روده دردى نداشت . باوجود اين لازم ديدم براى تسكين و رفع ورم تنقيه‌اى مركب از گل خطمى ، گل پنيرك و نشاسته از هريك دو مثقال تجويز كنم . سپردم كه باز هم روغن بادام شيرين و ريشه و گل خطمى را بخورد تا ورم معده را بر طرف و مانع ايجاد ترشى شود . براى تسكين اعصاب نيز عصاره گياهى آرام‌بخش را تكرار و شربت سينه را هم بخورد . تنها شكايت بيمار از سينه‌اش بود كه بواسطه فريادهاى ناهنجار در گذشته خراش زياد برداشته بود . - در تاريخ 25 / 10 / 26 براى بار سوم به عيادت آقاى ناصر ب . رفتم . ديگر تب نداشت . آزمايش دقيق از معده و روده‌هاى او نمودم . هاضمه‌اش هنوز خراب بود و اين بدان علت بود كه در ابتداى بروز حصبه و بعد از تشخيص آن داروهاى لازم را به او نداده بلكه داروهائيكه غالبا خود سبب خرابى هاضمه و اعضاء و احشاء مىگردند داده شده بود . معده كمى درد داشت . آثار ورم معده و زيادى ترشى مشهود بود . سپردم هروقت احساس ترشى و سوزشى در معده مىنمايد قدرى كنجد بجود و آن را ببلعد تا مانع حالت اسيدى و سوزش معده شود . بيمار دردى هم در روده ، قسمت آخر سيگموئيد داشت كه در نتيجه يبوست مزمن و توقف زياد مدفوع در اين ناحيه ايجاد شده بود . سپردم دستوراتى را كه در بالا بدان اشاره كردم تكرار كند تا روده‌ها